تبلیغات
در چند وقت اخیر شایعات مختلفی در مورد پروژه هتل 7 ستاره و دیگر پروژه های جنبی آن منتشر شده است که بعضا کاملا ضدونقیض و خلاف واقع می باشد.
برای اطلاع همشهریان عزیزی که پیگیر خبر این پروژه عظیم هستند باید عرض کنم، برای یافتن حقیقت ماجرا و پاسخ همه این شایعات گوناگون فقط تا آخر همین هفته صبر کنید.
در تاریخ پر فراز و نشیب ایران اسلامی به ویژه تاریخ یکصد سال اخیر که سراسر مبارزه و مجاهدت در راه آزادی و استقلال ملت و کشور از یوغ استعمار و استبداد است، برهه های ماندگار و جریان ساز بسیاری به ثبت رسیده اند که هریک به نوعی شتاب بخش حرکت های استبداد ستیزی و آزادیخواهانه بوده اند.
در این میان شاید 13 آبانماه به جهت رخداد سه اتقاق و رویداد متفاوت اما هم سو، در سه برهه و زمان تاریخی مجزا از هم، بیش از هر رویداد و روز دیگر مهم و قابل توجه باشد.
از 13 آبان سال 42 که امام راحل (ره) در اعتراض به تصویب طرح استعماری کاپیتالاسیون رنج جلای وطن را به جان خرید و جرقه انقلاب و استکبار ستیزی را در کشور رقم زد تا 13 آبان 58 که دانشجویان خط امام با تسخیر لانه جاسوسی امریکا انقلاب دوم ایران را رقم زدند، نطفه استکبار ستیزی در ایران اسلامی بسته و بساط زورمداری و دخالت بیگانگان در کشور بر چیده شد و آزادی ، عزت ، غرور و شرف نصیب ملت گردید.
آری امروز در سایه هدایت و رهبری پیامبر گونه امام راحل ( ره) حرکت استبداد ستیزی ملت ایران پایان سلطه استکبار بر کشور را رقم زده و ایران و ایرانی به عنوان کشوری قدرتمند و مردمی با غرور در جهان مطرح شده اند.
اینجانب ضمن تبریک 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی امیدوارم آحاد مختلف مردم با حضور پر شور در راهپیمایی این روز ضمن تثبیت دوباره عزم و اراده ملی در مبارزه با استکبار جهانی ، میثاق خود با آرمان های امام راحل و شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی را تجدید کنند.
25 شوال 148 هجری قمری حضرت امام جعفرصادق (ع) ششمین ستاره درخشان سپهرولایت و امامت بدستورمنصورخلیفه عباسی به شهادت رسیدند. امام صادق (ع) دردامان مادری پرهیزكار بنام «اُمِّ فَروَه» دخت « قاسم بن محمد»؛ و درسایه پدربزرگوارشان امام محمد باقر(ع) پرورش یافتند. ایشان در31سالگی پس ازشهادت امام باقر(ع) عهدهدارمقام امامت شدند. دردوران امامت امام صادق (ع) امویان و عباسیان برسرخلافت درگیریهای شدید داشتند و همین امرزمینه مناسبی برای امام(ع) فراهم آورد تا به گسترش علوم اسلامی و تربیت شاگردان مكتب خود بپردازند. ازاین رهگذرامام صادق(ع) هزاران فقیه، متكلم و دانشمند برای جامعه اسلامی تربیت كردند و بدین ترتیب مذهب شیعه و فقه جعفری را ازمجموعه ارزشمند احادیث و روایتهای بشمارخود غنیترساختند. عباسیان دراین میانه همانند امویان ازآزارو شكنجه امام صادق(ع) فروگذار نكردند و ازارتباط مردم با آن حضرت جلوگیری كردند. سرانجام امام صادق(ع) این چشمه جوشان دانش و معرفت اسلامی در65سالگی دستور منصورعباسی مسموم و شهید شدند. پیكرمطهرامام صادق(ع) درگورستان بقیع بخاك سپرده شده است.
بعد از این مقدمه کوتاه که نگاهی گذرا بود به زندگی شیخ الائمه حضرت امام صادق (ع)، بیائید نگرش انسانى آن امام همام را مورد بررسی قرار دهیم. نگرش انسانى امام صادق(ع) از نگرش اسلام به انسانیّت در ساختها و مفاهیم گوناگون آن مایه مىگیرد. براى آن كه از شدت عشق امام به انسانیت و ارج نهادن به حقوق آن كس صخرههاى سترگ در برابر آن سر فرود مىآورند و ستارگان و درختان در برابرش به سجده مىافتند، پرده برداریم. چند نمونه كوچك از این موارد را ذكر مىكنیم:
1- امام به خدمتکار خویش، "مُصادف"، هزار دینار داد و به او گفت: آماده شو تا براى كارى تجارى به مصر روى، زیرا تعداد خانواده من زیاد است. مصادف، وسایل سفر را فراهم آورد و با بازرگانان به مصر رفت. چون نزدیك شهر رسید، كاروانى تجارى در بیرون شهر به استقبال آنان آمده ایشان از آن كاروان در باره وضعیّت كالایى كه با خود آورده بودند سؤال كردند كه آیا در مصر چنین كالایى هست یا نه؟ كاروانیان پاسخ دادند: چنین كالایى در مصر نیست. آنگاه سوگند خوردند و قرارداد بستند كه از هر دینار یك دینار سود بگیرند(یعنى سود را مضاعف قرار دهند.)
آنان بعد از فروش اجناس، پول خود را گرفتند و به مدینه برگشتند.
مصادف نزد امام صادق(ع) رفت. دو كیسه در دست داشت كه در هر كیسه یك هزار دینار بود. او عرض كرد: فدایت شوم این كیسه سرمایه و این یكى سود است. امام پرسید: این سود، بسیار است مگر شما با این كالا چه كردید؟ مصادف داستان تجارت خود را براى امام گفت: آن حضرت با شنیدن حرفهاى مصادف فرمود:
"سبحان الله! آیا بر قومى از مسلمانان سوگند یاد كردهاید كه كالاى خود را به آنان نمىفروشید مگر آنكه در ازاى هر دینار، یك دینار سود بگیرید؟!"
آنگاه یكى از دو كیسه را برداشت و فرمود: "این سرمایه من است و ما نیازى به سود نداریم."
سپس فرمود: "اى مصادف! چكاچك شمشیرها آسانتر از یافتن روزى حلال است."
2- امام صادق(ع) دوستى داشت كه هیچگاه از او جدا نمىشد. روزى او بر غلامش خشم گرفت و زبان به ناسزا گشود و گفت: كجایى اى پسر زنِ زناكار!! وقتی ابوعبدالله این سخن شنید، دستش را بالا آورد و به پیشانىاش زد و گفت: سبحان الله! آیا به مادرش تهمت مىزنى؟! من تو را خوددار و پرهیزكار مىدیدم.
مرد گفت: فدایت شوم مادر این غلام كنیزى مشرك است. حضرت پاسخ داد: آیا نمىدانى كه هر امّتى را ازدواجی است؟
3- امام همراه با برخى از یارانش جنازهاى را تشییع مىكردند. دوال نعل آن حضرت پاره شده بود. در این هنگام مردى دوال نعل خود را در آورد تا به امام بدهد، اما آن حضرت فرمود: آن را براى خودت نگاهدار كه صاحب مصیبت به شكیبایى بر آن سزاوارتر است.
4- یكى از اصحاب آن حضرت نقل كرده است: مردم مدینه دچار گرانى و قحطى شدند آنچنان كه حتى توانگران گندم را با جو مىآمیختند و مىخوردند. ابوعبدالله(ع) نیز طعامى خوب داشت كه برایش كافى بود و اول سال آن را تهیه كرده بود. آن حضرت به یكى از غلامانش فرمود: براى ما جو بخر و با این طعام بیامیز یا آن را بفروش. زیرا ما خوش نداریم كه خود غذاى گوارا بخوریم و مردم غذاى ناگوار!!
5- یكى دیگر از یاران امام نقل كرده است كه بر ابوعبدالله كه در باغ خود بود، وارد شدم. او در حالى كه پیراهنى بر تن داشت، بیلى به دست گرفته بود و مشغول كار بود و مىفرمود: من در برخى از قسمتهاى زمینم كار مىكنم با آن كه كسانى را دارم كه این كارها را انجام دهند. این براى آن است كه خداوند بداند من در پى روزى حلال هستم.
این نوشته کوتاه بهانه ای بود برای عرض تسلیت سالروز شهادت آن امام بزرگوار؛ امید که از پیروان واقعی حضرتش باشیم.
--------------------------------------
روایات: برگرفته از کتاب هدایتگران راه نور، زندگانى امام جعفر صادق(ع)، نوشته آیة الله حاج سید محمد تقى مدرسى، ترجمه محمدصادق شریعت
تمام بحث انبیاء پیرامون انسان است، چون برای تربیت انسان مبعوث شده اند . انبیاء آمده اند كه ما را هشیار كنند. كتب انبیاء هم كتب انسان سازی است . این موجود بر سر دو راهی واقع است. یك راه، راه انسان و راه دیگر راه انحرافی از انسانیت . انبیاء با عمل خود انسان را تربیت كردند. انسانها هم می توانند با پیروی از سیره عملی آنان در مسیر كمال قرار گیرند و از تنگنای زمین به بلندای آسمان رسند. پرداختن به زندگی ، منش و اصول عملی در سیره پیامبر اكرم (ص) پرداختن به گنجینه ای بس گرانبها است. سیره آن حضرت: زهد، آزادگی، اعتدال در دینداری و امت معتدل، اخلاق نیكو، حفظ حدود و شان مومن، بصیرت، گشاده رویی، كینه نداشتن و فریب ندادن، انصاف، نظم در برنامه ریزی، دوری از تهمت زدن و ... است و برای من و تو شهروند، حضرت محمد (ص) نمونه و اسوه است. ما می توانیم با تمسك به سیره فردی ، اجتماعی ، مدیریتی خانوادگی ، سیاسی ، نظامی و كتاب (قرآن) به مقصد (سعادت) برسیم (لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه ...) «هر آینه شما را در خصلتهای رسول خدا نمونه و سرمشقی نیكو و پسندیده است». یعنی پیامبر اسلام برای ما منبع و معدنی است كه می تواند كلیه اعمال ، رفتار و وظایف خود را از این منبع استخراج كنیم. اگر ادبیات صحبتها و نوشته ها و رفتار و اعمال روزانه خودمان كه چه بسا به نام اسلام و مسلمانی مطرح شود ولی ناخود آگاه مشابه ادبیات لمپن ها باشد را مرور بكنیم به تفاوتها و انحرافها پی خواهیم برد. آری این اسلام و سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) قابل پیروی برای همه زمانها و هر اوضاع و احوالی است .
ناگفته پیداست امروزه چه بسیار انسانهایی در این وادی با پیرو شدن پشت سر افرادی كه با گفتار و اعمال افراطی و خارج شدن از دایره «اعتدال دین مداری» عمر خود را تلف كرده و با برداشت ها و تعریف های غلط از اسلام و اسوه ها به گمراهی می روند و صد متاسفانه مناسبات فردی و اجتماعی خود را بر آن مبنای غلط ایجاد می كنند. امید است با چنگ زدن به این دو منبع اساسی (كتاب و سنت) بصیرت لازم برای عمل ایمانی حاصل شود و بنابه فرموده مولا علی (ع) اول باید حق را شناخت و سپس پیروان آن را. فراموش نكنیم شأن مومن مرزبانی است و نباید در هر كاری حتی در رویارویی با دشمن از حریم و حد خارج نشد .
از بهترین راه های كام یابی در زندگی آنهم در جامعه شهری بزرگ و شلوغ این هست که اعضای یك خانواده بزرگ به باید ها و نباید ها تن دهند تا جامعه و زندگی شیرینی را داشته باشند. از جمله بایدها "مشورت در كارها، پرهیز از فخرفروشی، داشتن دوستان باوفا و دقت در انتخاب آنها، نیكوكاری، خدمت و پیش قدمی در كمك به نیازمندان، گره گشایی، مردمی بودن، یك رنگی و صداقت، انصاف با دیگران، قریاد رسی و دستگیری از ستم دیده، حق مداری و پایداری در احقاق حق، پیروی از سخن حق، ادب ورزی، خوش قولی، امانت داری، راست گویی، پرهیز از شتاب زدگی در قضاوت، هدایت بدكاران، خویشتن داری از گناه، دانش اندوزی با تكیه بر ایمان، پرهیز از شهرت طلبی، سخاوتمندی، خلق نیكو و عفت كلام، انفاق، پرهیز از سخنان بی اساس، عفو و گذشت، اعتماد نکردن به دشمنان و بیگانه، مسئولیت پذیری، نصیحت پذیری، خویشتن داری، دوری از فریب كاران و رو به صفتان، دوری از تهمت، احترام به بزرگان بویژه پدر و مادر، نشر دانش، عمل به عهد و پیمان، میانه روی، عدالت خواهی، پرهیز از كینه جویی، پرهیز از لباس شهرت، پند آموزی، دوراندیشی، حفظ آبرو، پرورش روح، توبه، عاقبت اندیشی، ساده زیستی، بردباری، عزت نفس و ..."
اما به چند نمونه از نباید های زندگی هم اشاره می كنم: "خودستایی خود بزرگ بینی، افراط در دوستی، هم نشینی با بدان، چاپلوسی، شهادت دروغ، بخل ورزی، زیاده گویی، بدگمانی - تغافل - چاه كندن برای دیگران، دشمنی با مردم، دروغ بستن و تهمت و افترا، شركت در مجالس گناه، دلبستگی به دنیا، اسراف، طمع ورزی، بی كاری و تنبلی و ..."
آنچه كه ذكر كردیم سیره عملی امامان و بزرگان ما است كه جهت چگونه زیستن و عاقبت به خیر شدن باید تمرین کنیم تا سعادت مند شویم انشاء الله.
امیر المومنین علی (ع ) الگوی همیشگی است كه می توان همه كمالات را در او سراغ گرفت و بدان ها اقتدار كرد. آن حضرت نه تنها از آن شیعیان، بلكه الگوی همه مسلمانان و از جمله آزادگان است. امام علی (ع) تجسم ارزش های دینی و اسلام مجسم است. انسانی در اوج عرفان، عبادت، سلوك و در عین حال سیاست مدار و جامعه ساز که شدت عمل را با رحمت و عطوفت به مومنان آموخت. هیچ گاه حقیقت را قربانی مصلحت نكرد . او اسوه حسنه است و پیروی از ایشان موجب هدایت و كمال امت اسلامی و بلكه همه انسانها است.
در فرمان او به مالك اشتر مردم از نظر اجتماعی به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ای از آنها برادر دینی اند و دسته ای دیگر در آفرینش با مسلمانان یكسانند. از این رو با هر یك از آنها متناسب با آنچه خداوند و سنت پیامبر تعیین كرده است و نیز متناسب با شان و كرامت انسانی آنان عمل می كرد. در سیره امام علی (ع) همه مردم از حقوقی مساوی برخوردارند و همه باید از مواهب اجتماعی یكسان بهره مند شوند. آری علی (ع) بر محور حق حركت كرد و باید گفت حق به دنبال علی است یعنی هر جا كه رفت حق هم همان جاست. علی (ع) به تمام معنا قانون مدار و مجری قانون الهی بود و در این راه، میان خودی و غریبه تفاوتی نمی گذاشت و اگر كسی برخلاف قانون عمل می كرد بدون در نظر گرفتن موقعیت و مقام وی حدود الهی و قانونی را بر وی اجرا می كرد و هیچ واسطه و شفاعتی را نمی پذیرفت .
امروز باید بگوییم حق گرایی از اصول ارزشمندی است كه روی گردانی از آن شایسته هیچ انسانی نیست و آدمی نباید نسبت به حقوق خود بی اعتنا باشد .
امروز باید با اقتدا به مولا علی (ع) سخن حق و نیكو را از هر كسی پذیرفت. باید بدانیم میزان در پذیرش، سنگینی كلام است نه وجاهت و مقام گوینده آن. متاسفانه بعضی افراد وقتی سخنی می شنوند، بیش از هر چیز می خواهند ببینند گوینده آن كیست؟ چنانچه گوینده شخص مشهور و دارای مقام و منصبی باشد آن سخن را بدون تحقیق می پذیرند و گرنه بی اعتنایی می كنند و این كار درست نیست. چون ممكن است كلامی سودمند و زیبا از زبان شخصی عادی و گمنام نقل شود چنانكه احتمال دارد فرد صاحب مقامی نیز سخنان كم ارزشی را بگوید. پس آنچه به كلام ارزش می دهد محتوی كلام است نه گوینده آن. بكوشیم براساس تبلیغات و غوغا سالاری و تهمت و جنجال سیاسی حرفی را نپذیریم، بلكه به حقیقت سخن و كار توجه داشته باشیم و به قول مقام معظم رهبری فضای زندگی جامعه را تاریك و ظلمانی نكنیم.
اخیراً بعد از انتخابات شاهد زیاده روی هایی از سوی بعضی رسانه ها و افراد هستیم كه مهربانی و برادری را از بین می برند و باید به این ها گفت « زیاده روی ممنوع». چرا با دروغ حقایق را وارونه نشان می دهند؟ چرا سخن دروغی را به بزرگان نسبت می دهند؟ چرا سبب انحراف مردم می شوند؟ چرا افترا و تهمت؟ چرا با اعلام پیروزی خود، برای دیگران چاه می كنیم؟ مگر مولا علی (ع) نفرموده است: «هر كسی كه برای برادر مومن خود چاهی بكند خود در آن خواهد افتاد». چرا ترویج دروغ در جامعه؟ چرا فریب کاری و چاپلوسی؟ چرا افراط؟ چرا اینقدر خودستایی و خود بزرگ بینی؟ باید به این دوستان جهت برطرف كردن كاستی ها و عیب ها تذكر داد كه میانه روی روزنه ای به سوی داوری حكیمانه و واقع نمایی است. چه خوب است انسان همواره راه اعتدال در پیش گیرد و زیاده روی نكند. باید حب و بغض را کنار گذاشت و فقط برای رضایت خدا بگوییم و بنویسیم، نه برای سهم خواهی و رضایت حزب و فراکسیون و ....
به امید حق
بزرگداشت و تجلیل از شهدا، ایثارگران، آزادگان و جانبازان وظیفه ملی همه ماست. آن ایام صف موحدان و عاشورائیان در برابر صف شیطان پرستان و یزیدیان به نمایش گذاشته شد.
آن هشت سال تجلی روزهای مدافعین از اسلام و کیان ملت و بازیابی هویت آرمانی ملت بود و به مصداق آیه قرآنی «ان تنصر الله ینصرکم» به امر امام (ره) دین خدا را یاری کردند و خدا هم پیروزشان کرد.
باید اذعان کرد دوران دفاع مقدس نمادی از شجاعت و غیرت و ایثار ملت ایران و غلبه بر لشکر کفر بود.
ملت بزرگ ایران در این جنگ آبدیده و آزموده تر شد و شهدا و فرماندهان، افرادی فداکار و ایثارگر، خدمتگزار صادق، مخلص و عاشق و ره رو نهضت حسینی بودند و با تمام وجود پیرو خط امام و ولایت فقیه.
شهدا و رزمندگان آن دوران از انسانهای وارسته و خودساخته ای بودند که با فراهم بودن زمینه های مساعد به مظاهر مادی آن پشت پا زدند و ساده زیست، بی ریا، متواضع و محبوب دل مردم بودن آنها زبانزد همه بوده و است. آری شهدا و ایثارگران در آن روزگار با دشمنان اسلام و انقلاب چون دژی پولادین و تسخیر ناپذیر بودند (شیران روز و زاهدان شب).
به روح بلند همه شهیدان و به تلاش فراوان رزمندگان در میادین نبرد در آن شرایط و روزهای سخت و حساس و به پایمردی ملت بزرگ ایران و به شهروندان شهید پرور تبریز قهرمان درود می فرستم.
امشب شب ناله در فراق پدر دلسوزی که با آه کودکان یتیم شریک بود ولی کسی از غربت او و دردهای دلش خبر نداشت. اقدامات حضرت علی (ع) در کنار گذاشتن طلحه و زبیرها (ناکثین) که به پیمان شکنان معروفند و جنگ جمل را راه انداختند و از دیگر سو در جریان جنگ صفین در مسئله پذیرش حکمیت از سوی امام علی (ع) گروهی مقدس مآب به مخالفت با حضرت برخاستند و جنگ نهروان را پدید آوردند (مارقین) که همان خواج بودند و این ها همان کسانی بودند که قرآن می خواندند ولی در فهم دین چنان به خطایی رفتند که حضرت با آنها جنگید و گروهی از دشمنان امام علی (ع) که با ستمگری در برابر حکومت عادلانه ایشان ایستادند و قصد براندازی آن را داشتند (قاسطین) که معاویه و یارانش را شامل می شود که وقتی جنگ صفین را برای براندازی راه انداختند و در این جنگ بود که وقتی معاویه پیروزی لشکریان اسلام را دید به نیرنگ متوسل و بین مسلمانان اختلاف و شورش افکند و حضرت ناچار به حکمیت ابوموسی اشعری و عمروعاص تن داد که آنان در باره مصلاح اسلام اعلام نظر کنند و پس از فریب ابوموسی توسط عمروعاص تعدادی از مسلمانان که پیش تربا حضرت علی همراه بودند بر ضد ایشان خروج کردند. آری پی آمد این جنگ حدود 70 تا 110 هزار نفر از مسلمانان کشته شدند و پس از جریان حکمیت، گروهی به نام خوارج (مارقین) قبول حکمیت را مساوی با کفر دانسته و به جنگ مسلحانه با حضرت پرداختند که بالاخره جنگ نهروان پیش آمد.
این ملجم مرادی ملعون وشقی از همین گروه بود که با به شهادت رساندن مولا علی (ع) زمین لرزید و این مرد عدالت در بستر شهادت آرمید و آسمانیان از اهل زمین پرسیدند: «زمینیان با علی چه کردید؟» ای مردم با تجسم عدالت چه کردید؟ شب بدون مناجات علی چگونه سحر کرد؟
نفرین بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشینان را بر خاک ستاند و زخمی عمیق در سینه دردآلود تاریخ بشر نشاندند.
عزیزان از عبرتهای تاریخ درس بگیریم. «کج فهمان در دین» در گذر زمان ضربات سنگینی به اسلام زده و می زنند. کسانی که خود اجازه می دهند با برداشت غلط از دین به ریشه اسلام ضربه بزنند . کسانی که به خود این حق را می دهن کهد با اختلاف و شورش و سیاه نمائی و تشویش اذهان و دروغ، شخصیت افراد را ترور کرده و با مقدس مآبی افکارغلط خود را بر دیگران تحمیل کنند.
این کج اندیشان بوده و هستند که پس از شهادت مولا علی (ع) در محراب نماز گفتند مگر علی نماز می خواند؟ مگر علی اهل مسجد بود؟ اینان با تزویر و ریا و تفسیر به رای خود از قرآن با حقانیت علی و حقیقت روشن می جنگیدند و با ایجاد تردید در دل مردم بدنبال عهد شکنی و نقض پیمانهای خود هستند.
جهالت و تعصب غلط این گروه بیش از قاسطین (ستمگران) و ناکثین (پیمان شکنان) به اسلام و مسلمانان ضربه زده و متاسفانه همیشه با لباس قداست و برداشتهای غلط از احکام اسلام سد راه پیشرفت اسلام شده اند. هشیار باشیم که اینها در کمین ما و متاسفانه در کنار ما هستند و چون لباس خودی به تند دارند شناسایی و دفع خطر به سختی می باشد.
امشب باید اعتراف کنیم غیر از چاه کسی گریه مولایمان را ندید. او که با خاری در چشم و استخوانی در گلو زندگی کرد و در لیله القدر روحش به پرواز ملکوت درآمد و گفت: «فزت و رب الکعبه». خدایا به حق علی (ع) و لیله القدر از گناهان ما بگذر و ما را از یاران واقعی علی قرار بده و به ما بصیرتی عطا کن تا راه واقعی را با مکتب علی (ع) دریابیم تا از دشمنان قسم خورده و کج فهم ها در دین نباشیم. انشاء الله.