در چند هفته گذشته دوستانی مراجعه كرده و در خصوص افكار منفی بعضی آدمها كه كارشان فقط تولید امواج و انرژی منفی است و به غیر از تخریب و اختلاف افكنی كاری در كف ندارند از من می خواستند كه جوابیه ای بدهم . به همكاران گفتم كه سكوت از بی جوابی نیست بلكه بخاطر پرهیز از اتفاقات نامبارك است و این شعر را خواندم: «چرا عاقل كند كاری كه باز آرد پشیمانی». چون كسی كه ظرف چند ثانیه بدون فكر كردن زخمی در دل كسی میزند و از خدا هم ترسی ندارد و نمیتوان با یك پاسخ روشنگری كرد، كار این افراد و تداوم زندگی آنها یك نوع مریضی است كه درمانش زمان بر و بعضا لاعلاج است.
البته چون در هفته دولت هم واقع شده بودیم و حیف بود كه فرصت را به این مسائل حاشیه ای بگذارم موضوع را به یك فرصت دیگری احاله كردم. امروز میخواهم برای هر روز هفته ای كه گذشت و فرصت نوشتن نداشتم بطور یكجا چند نكته و جمله ای كه شاید از زبان بیگانه هم بوده ولی انشا الله مفید حال همه ماست بنویسم چون متاسفانه همه از لغت غریب عدالت برای منویات خود استفاده می بریم كه گناهی نابخشودنی است.
1- چرا مشكلات را بزرگ جلوه می دهیم و راه حلی هم نشان نمی دهیم؟ چرا كارهای غیر قانونی و افكار و توهمات خود را تلاش می كنیم تا به دیگران تحمیل كنیم ؟
2- حتما می دانیم آنهائی كه گذشته را مطالعه نمی كنند اشتباها تشان را تكرار می كنند. نكند ماهم گرفتار این جمله باشیم.گذشته نه چندان دور حال و روز شهرمان و افسوس ها و حسرتها و فرصتهای از دست رفته؟ برای ندانم كاریها یقه چه كسی را باید گرفت؟
3- می گویند ناملایمات انسانهای شجاع را می آزماید همانطوریكه آتش طلا را می آزماید ولی حتما می دانیم كه ناملایمات روحی روان آدمها را سوهان می زند و زخمی عمیق ایجاد می كند كه سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخمها التیام یابد.
4- همه می دانیم دو نفر وقتی به یك موضوع نگاه می كنند، می توانند آن را متفاوت هم ببینند ولی نمی توانند كاملا مغایر ببینند. پس نگاه مغایر از بابت چی است؟ كینه، فریب و تظاهر، از آب گل آلود ماهی گرفتن ؟ همه باید بدانیم كه باید احساسات نادرست و عادات غلط را ترك كرد تا نتوانند مانع رشد و رسیدن به اهداف عالیه باشند؟
5- «الیوم یوم المرحمه و لایوم الملحمه» امروز روز خدمتگزاری و رحمت به مردم است چرا این دوران چند ساله كه برای خدمت فراهم شده تبدیل به یوم انتقام جوئی می كنیم چرا ترویج دروغ و آبرو ریزی؟ به كجا می رویم ؟ چه فرصت كوتاه است.
6- ما كه قبول داریم دیگران را همانگونه كه هستند بپذیریم حتی اگر برایمان مشكل باشد كه رفتارها و عقاید و نظرات آنها را درك كنیم. ولی چرا دروغ؟ چرا تهمت؟ چرا تحریك و تشویش افكار؟ چرا غفلت؟ چرا بی تقوائی؟ چرا سیاه نمائی؟ چرا ناسپاسی؟ چرا كینه ورزی و دهها چرای دیگر؟ یكبار هم كه شده بیائیم رویكرد و روش خواسته های قانونی خود را اصلاح كرده و چشمها را باز كرده و به تمام زیبائیهایی كه در شهرمان وجود دارد نگاه كنیم و با دیگران ارتباط درستی را برقرار كنیم و واقعیتها را پذیرفته و بدانیم هسته اصلی یك زندكی سالم یكی بودن و روراست بودن با خود است تا احساس زنده بودن را بدست آوریم.
7- باید انتقادها را از سوی هركسی باشد پذیرفت و این كار عاقلانه است و برای اصلاح امور تلاش و حتی فداكاری كرد ولی خدا وكیلی كاری نكنیم كه دیگران در دفاع از یك موضوعی به ما بگویند این كارها بیشتر تبلیغاتی است یا تحریك برای تخریب یا تظاهر و پنهان كردن واقعیتها؟ موفقیتهای گذشته را به خاطر بسپاریم، چون نشانه هایی برای امید و پیروزیهای آینده است و فراموش نكنیم كه مقام معظم رهبری در اتفاقات اخیر هم فرمودند: «تاكید و پافشاری بر سیاه نمایی به نا امیدی می انجامد».
8- اعتقاد و باور داشته باشیم به بهترین چیزها، امید داشته و هرگز فراموش نكنیم كه هر چیزی با مدد از خدا و داشتن پشتكار امكان پذیر است و رسیدن به تبریز آباد در قله سال 1390 و چشم انداز 20 ساله (1405) رویایی نخواهد بود. فقط باید احساسات و عادات منفی را ترك كنیم تا مانع و سد راه رسیدن به اهداف عالیه نشود. انشاء الله.